معنی نوشیدن در فرهنگ هوشیار

نوشیدن

نوشیدن

  • ((همی پرست از جوش نوش کن می نوش. )) یا نوش کردن جام (ساغر) بر (به) روی کسی. بسلامتی او نوشیدن: ((دل افروز خدمت کرد و بستند (جام را) و بر روی محبوب نوش کرد. ))

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نوشیدن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نوشیدن (فرهنگ معین): (دَ) (مص م.) آشامیدن.
  • نوشیدن (تعبیر خواب): نوشیدن آب: ثروت

    در یک لیوان: برملا کردن یک راز

    در یک ظرف دیگر: رهایی یافتن

    نوشیدنی های دیگر: رضایت - لوک اویتنهاو
  • نوشیدن‌ (فارسی به انگلیسی): Drink, Imbibe, Take
  • نوشیدن (لغت نامه دهخدا): نوشیدن. [دَ] (مص) آشامیدن. (ناظم الاطباء). گساردن. درکشیدن. زدن. آشامیدن با لذتی تمام. (یادداشت مؤلف):
    به شادی زمانی برآریم کام
    ز جمشید گوئیم و نوشیم جام.
    فردوسی.
    دشمن ز دو پستان اجل شیر بنوشد
    بگذارد حنجر به دم خنجر پیکار.
    منوچهری.
    که چوپانانم آنجا شیر دوشند
    پرستارانم ...ادامه مطلب...
  • نوشیدن (فارسی به عربی): صدریه
  • نوشیدن (فرهنگ عمید): خوردن آب یا مایع دیگر، آشامیدن،
  • نوشیدن‬ (فارسی به ترکی): içmek
  • نوشیدن (حل جدول): آشامیدن، نوش کردن
  • نوشیدن (مترادف و متضاد زبان فارسی): آشامیدن، خوردن، درکشیدن، گساردن، نوش کردن
  • نوشیدن (فارسی به ایتالیایی): bere