معنی فرزین در فرهنگ هوشیار

فرزین

فرزین

  • (اسم) مهره ای از شطرنج که به منزله وزیر است، چوبی دراز که در طویله ها نصب کنند و زین و یراق اسب را بالای آن نهند.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی فرزین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • فرزین (فرهنگ معین): (فَ رْ) (اِ.) مهره وزیر در بازی شطرنج.
  • فرزین (نام های ایرانی): پسرانه، عالم، وزیر دربار، وزیر در بازی شطرنج
  • فرزین (لغت نامه دهخدا): فرزین. [ف َ] (اِ) وزیر شاه در شطرنج. (آنندراج). فرزان. فرزی. مهره ٔ وزیر در صفحه ٔ شطرنج درامتداد قطرهای مربع و یا به موازات قطرها و نیز به موازات اضلاع مربع و خلاصه در تمام جهات حرکت میکند و از این نظر ترکیباتی چون فرزین رفتار و فرزین نهاد، به معنی کج رفتار و کج نهاد به کار رفته است:
    پیاده بدانند و پیل و سپاه < ...ادامه مطلب...
  • فرزین (فرهنگ عمید): در شطرنج، مهرۀ وزیر: شاه مخوانش که کج‌روی‌ست چو فرزین / هرکه در این عرصه نیست مات محمد (جامی: ۶۹۹)،
  • فرزین (حل جدول): وزیر شطرنج