معنی بلدیه در فرهنگ هوشیار

بلدیه

بلدیه

  • در زبان رتازی: انجمن شهر در زبان فارسی: شهرداری (صفت اسم) مو ء نث (بلدی) : امور بلدیه، شهرداری

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بلدیه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بلدیه (فرهنگ معین): (بَ لَ یّ) [ازع.] (اِ.) شهرداری.
  • بلدیه (لغت نامه دهخدا): بلدیه. [ب َ ل َ دی ی َ / ی ِ] (ص نسبی) بلدیه. تأنیث بلدی. (فرهنگ فارسی معین).
    - امور بلدیه.
    || (اِ) مؤسسه ای در هر شهر که به کار نظافت و خوبی آب و نان و چراغ و سوخت و خواربار وصحت نظر دارد. (یادداشت مرحوم دهخدا). شهرداری. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به شهرداری شود.
  • بلدیه (فرهنگ عمید): شهرداری
  • بلدیه (حل جدول): شهرداری