معنی اشنان در فرهنگ هوشیار

اشنان

اشنان

  • پارسی تازی گشته اشنان از گیاهان (اسم) درختچه ایست از تیره اسفناجیان که خاص نواحی گرم و کویری است و گاه در سواحل دریای شور میروید. دارای برگهای متناوب با گلهای منفرد و یا دوتایی (دوقلو) اشنون اشنوم اشنیان بلار بلال.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی اشنان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • اشنان (فرهنگ گیاهان): حرض، اشنان گازران، چوبک، چووه، غاسول رک چوبک
  • اشنان (تعبیر خواب): دیدن اشنان به خواب، دلیل بر غم و اندوه کند و خوردن او، دلیل بیماری. - محمد بن سیرین
  • اشنان (لغت نامه دهخدا): اشنان. [اِ] (ع مص) اشنان غارت بر کسان، پریشان و از هر طرف ریختن غارت را بر آنان. (منتهی الارب). از هر سوی غارت را بسوی کسان متوجه کردن. (از المنجد). || اشنان قربه، کهنه گردیدن مشک. (منتهی الارب). کهنه و خشک شدن آن. (از المنجد).
  • اشنان (فرهنگ عمید): گیاهی از خانوادۀ اسفناج با شاخه‌های باریک، برگ‌های ریز، و طعم شور که معمولاً در شوره‌زارها می‌روید، چوبک اشنان، اشنان قلیا، آذربو، آذربویه، غاسول، خَرند، خلخان: اشنانش بر‌نکرده سر از بادبان خاک / کز شعله سموم شدی در زمان شخار (اثیرالدین‌اخسیکتی: ۱۳۱)،
  • اشنان (حل جدول): گیاه تهیه چوبک