froid به فارسی | دیکشنری فرانسوی

froid
  • سرما , سرماخوردگی , زکام , سردشدن یا کردن. , سرما , سرماخوردگی , زکام , سردشدن یا کردن.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر