lapio به فارسی | دیکشنری فنلاندی - جدول یاب

lapio به فارسی دیکشنری فنلاندی

lapio
  • خاک انداز , بیل , پارو , کج بیل , بیلچه , بیل زدن , با بیل کندن , انداختن, بیل , بیلچه , خال پیک , خال دل سیاه , بیل زدن , با بیل کندن , بابیل برگرداندن.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر