معنی گواه‌ به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Confirmation, Corroboration, Corroborator, Evidence, Indication, Indicative, Testament, Testimony, Witness

فارسی به ترکی

şahit, tanık

فارسی به عربی

برهان، دلیل، شاهد، مستند الصرف

فارسی به ایتالیایی

testimone

فارسی به آلمانی

Zeuge [noun]

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر