معنی وضع‬ به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Acy _, Age _, Attitude, Configuration, Case, Condition, Enactment, Ence _, Estate, Footing, Frame, Imposition, Ion_, Lie, Mood, Ness _, Or _, Order, Pass, Place, Position, Posture, Setup, Shape, Ship _, Situation, Standing, State, Status, Thing, Tone, Trim, Ty _, Way

فارسی به ترکی

durum, ortam

فارسی به عربی

اتزان، اکذوبه، بادره، سلوک، سمت، صله، عصا، فرض، محطه، مرحله، موطی، هاله، هیئه، وقفه

فارسی به ایتالیایی

posizione

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر