معنی مفصل به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Arthro-, Circumstantial, Comprehensive, Detailed, Expansive, Extensive, Heartily, Hinge

فارسی به ترکی

ayrıntılı, eklem

فارسی به عربی

کافی، مظهر، مفصل، مفصله، مقیه، واسع

فارسی به آلمانی

Abhängen, Angel (f), Fuge (f), Gelenk (n), Gelenk (n), Gemeinsam, Geraeumig; umfassend, Haspe (f), Keule (f), Kneipe (f), Scharnier (n)

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر