معنی معمولی‌ به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Accustomed, Common, Commonplace, Everyday, Forgettable, Garden-Variety, Plain, Homely, Indifferent, Mediocre, Middling, Mundane, Natural, Normal, Ordinary, Regular, Regulation, Routine, Run-Of-The-Mill, Standard, Stock, Unspectacular, Usual, Wonted, Workaday

فارسی به ترکی

bayağı, normal

فارسی به عربی

ارض مشاعه، امر اعتیادی، جنرال، عادی

فارسی به ایتالیایی

normale

banale

فارسی به آلمانی

Allgemein [adjective], Banal

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر