معنی سختی به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Austerity, Crisis, Difficulty, Discomfort, Hardness, Harshness, Pinch, Rigidity, Rigidness, Ruggedness, Severeness, Severity, Solidity, Starkness, Steel, Stiffness, Strength, Strenuousness, Strictness, Tenacity, Toughness, Trial, Vigor, Vigour

فارسی به ترکی

sertlik

فارسی به عربی

اصرار، تاکید، تقشف، صعوبه، صوان، عنف، قسوه، کثافه، ماء آسن، مده، وسام

فارسی به ایتالیایی

difficoltà

فارسی به آلمانی

Auszeichnung (f) [noun]

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر