معنی جدا کردن به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Abstract, Cleave, Demarcate, Differentiate, Disengage, Divide, Insulate, Isolate, Part, Rupture, Screen, Seclude, Segregate, Separate, Sequester, Sift, Single, Sort, Sunder, Try, Unhinge

فارسی به ترکی

ayırmak

فارسی به عربی

ابتر، اقطع، تقسیم، جزء، شق، فرد، قطعه، محاوله، منفصل

فارسی به ایتالیایی

separare

sganciare

dividere

staccare

فارسی به آلمانی

Einfach, Einzel, Einzeln, Einzelne, Einzelner, Einzig, Ledig, Probieren [verb], Versuchen, Wade [noun]

پیشنهادات کاربران

دست گسستن

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر