ترجمه پایین به آلمانی

پایین

پایین

  • Absteigend, Abwärts, Sinkend, Benieden, In der hölle, Unten, Unter

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی پایین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • پایین (فرهنگ معین): زیر، دامنه. [خوانش: (ص نسب. ق.)]
  • پایین‌ (فارسی به انگلیسی): Below, Beneath, De-, Down, Low, Foot, Underneath
  • پایین (لغت نامه دهخدا): پایین. (ص نسبی، ق) رجوع به پائین و ترکیبات آن شود.
  • پایین (فارسی به عربی): تحت، قاع، مستوی واطی
  • پایین (فرهنگ عمید): ویژگی جایی یا چیزی که در ارتفاع پَست‌تر قرار دارد: دِهِ پایین،
    ویژگی جایی یا چیزی که در امتداد شمال به جنوب قرار دارد: محلهٴ پایین،
    ٣. آهسته: صدای پایین،
    کم‌دامنه: بردِ پایین،
    [مجاز] کم: دمای پایین، قیمت پایین،
    (اسم) آن قسمت از چیزی که در زیر دیگری واقع است: پایین شلوار، پایین چاه،
    ...ادامه مطلب...
  • پایین‬ (فارسی به ترکی): aşağı, alçak
  • پایین (حل جدول): تحت
  • پایین (مترادف و متضاد زبان فارسی): پست، تحت، تحتانی، دامنه، دون، زیر، زیر، زیرین، فرود، فرودین، قعر، مادون، نازل،
    (متضاد) بالا، فراز
  • پایین (واژه پیشنهادی): تَه
  • پایین (گویش مازندرانی): زیر
  • پایین (فرهنگ فارسی هوشیار): پست، فرود