ترجمه مزد به آلمانی

مزد

مزد

  • Anstellen, Engagieren [verb], Gebu.hr [noun], Mieten, Pension (f), Vermieten, Lohn, Unternehmen

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مزد در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مزد (فرهنگ معین): (مُ) [په.] (اِ.) اجرت، مجازاً: پاداش.
  • مزد (تعبیر خواب): دریافت مزدی ناچیز در برابر زحمتها در خواب، علامت آن است که در اثر وقوع حوادثی تلخ مضطرب و پریشان خواهید شد. - آنلی بیتون
  • مزد (فارسی به انگلیسی): Consideration, Earnings, Hire, Pay, Remuneration, Wage
  • مزد (لغت نامه دهخدا): مزد.[م َ](ع اِ) سرما.(منتهی الارب)(آنندراج)(ناظم الاطباء). یقال: مارأینا مزداً فی هذا العام، أی برداً.(منتهی الارب)(ناظم الاطباء). || نوعی از گائیدن.(منتهی الارب)(آنندراج)(ناظم الاطباء).
  • مزد (فارسی به عربی): اجر، تاجیر، راتب تقاعدی، أجْرٌ، أجره
  • مزد (فرهنگ عمید): آنچه در برابر کاری گرفته شود، اجرت،
    پاداش،
  • مزد‬ (فارسی به ترکی): ücret
  • مزد (حل جدول): کِرا
  • مزد (مترادف و متضاد زبان فارسی): اجر، اجرت، بهره، پاداش، پاداشن، ثواب، حق‌العمل، حق‌القدم، دسترنج، کرایه، کارمزد، کمیسیون، جزا، عوض، مکافات، نصیب
  • مزد (فرهنگ فارسی هوشیار): اجرت کار کردن، اجرت کار
  • مزد (فارسی به ایتالیایی): salario