پیلباران | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی - جدول یاب

پیلباران در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

لغت نامه دهخدا

پیلباران. (اِ مرکب) کنایه از باران فراوان بزرگ، و از بعضی مسموع است که باران آخر بر شکال که آنرا در هندی هتیه گویند و این گویا ترجمه ٔ پیلباران است لیکن چون برشکال در ولایت نمیباشد ظاهراً بارش آن موسم را می گفته باشند. (آنندراج):
شدی فیل از تیر لرزان چنان
که از پیلباران برهنه تنان.
کلیم (از آنندراج).
ز خرطوم چون آب سازد روان
بود معنی پیلباران همان.
محمدقلی سلیم (از آنندراج).
شد از حوضه ٔ ژنده پیلان جنگ
عیان پیلباران تیر و تفنگ.
سعید اشرف (از آنندراج).

فرهنگ فارسی هوشیار

(اسم) باران بزرگ و فراوان: شی فیل از تیر لرزان چنان که از پیلباران برهنه تنان. (کلیم)

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر