واده | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی - جدول یاب

واده در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

لغت نامه دهخدا

واده. [دَ / دِ] (اِ) اصل و بنا و ماده ٔ هر چیز باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خروشیدن از خودستایی. (برهان) (آنندراج). خروش در خودستایی. (ناظم الاطباء).

فرهنگ معین

(اِ.) اصل، بنا، شالوده، (پس.) به صورت پسوند آید به معنی فوق: خانواده، کواده. [خوانش: (دِ) (دِ یا دَ)]

مترادف و متضاد زبان فارسی

اصل، مبنا، پایه، پی، شالوده

فرهنگ فارسی هوشیار

‎ (اسم) اصل بنا شالده ماده، بصورت پسوند آید بمعنی فوق خانواده کدواده کواده.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر