نطنطة در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

نطنطة در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

نطنطه. [ن َ ن َ طَ] (ع مص) سفر دور کردن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). نطنطالرجل، باعد سفره. (متن اللغه) (اقرب الموارد). || دور شدن زمین. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نطنطالارض، بعدت. (متن اللغه) (اقرب الموارد). || دراز کشیدن چیزی را. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). نطنطالشی ٔ؛ مده. (متن اللغه) (اقرب الموارد).

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر