نامحلول در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
لغت نامه دهخدا
نامحلول. [م َ] (ص مرکب) حل ناشده. در آب حل نشده. || (اصطلاح شیمی) در اصطلاح شیمی، حل ناشدنی. که در آب حل نشود و ته نشین کند.
فرهنگ معین
(مَ) [فا - ع.] (ص مر.) حل نشدنی، غیرقابل حل.
فرهنگ فارسی هوشیار
آش ناشدنی وا نرفتنی (صفت) حل نشده، غیرقابل حل (در آب و غیره) حل نشدنی.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



