موکب رو در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

موکب رو در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

موکب رو. [م َ / مُو ک ِ رَ / رُو] (نف مرکب) رونده در التزام رکاب شاه. که در موکب پادشاه یا بزرگ یا امیری حرکت کند. که در التزام رکاب سلطان باشد:
مریخ، ملازم یتاقت
موکب رو کمترین وشاقت.
نظامی.
وشاقان موکب رو زودخیز
به دیدار تازه، به رفتارتیز.
نظامی.
و رجوع به موکب و موکب روان شود.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر