معاوین در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
معاوین. [م َ](ع ص، اِ) ج ِ مِعوان.(اقرب الموارد). رجوع به معوان شود.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



