مشاطرت در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

مشاطرت در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مشاطرت. [م ُ طَ / طِ رَ / رِ](از ع، اِمص) مشاطره: به جان خود سوگند میخورم که رزیت امیر و ندبت بر او به مشاطرت است میان عموم برایا.(ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 459). و رجوع به مشاطره معنی اول شود.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر