مسلم شدن در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
فرهنگ معین
قطعی شدن، ثابت شدن، مقرر شدن، مختص. [خوانش: (مُ سَ لَّ. شُ دَ) [ع - فا.] (مص ل.)]
مترادف و متضاد زبان فارسی
قطعیشدن، ثابت شدن، محرز شدن، مسجل شدن، محقق شدن
فرهنگ فارسی هوشیار
تاشت گشتن تاشتیدن سپرده شدن (مصدر) قطعی شدن ثابت شدن، مقرر شدن مختص گشتن: الب ارسلان. . به ری بر تخت مملکت بنشست وسلیمان برادر را بر کنار گرفته و پادشاهی عراق و خراسان برو مسلم شد.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



