مزوفیل در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

مزوفیل در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مزوفیل. [م ِ زُ](فرانسوی، اِ) بافتی که فضای داخلی برگ را که بین دو طبقه ٔ اپیدرم فوقانی و تحتانی است فرا گرفته است.(از دائره المعارف کیه). در بین دو طبقه اپیدرم برگ(اپیدرم برگ فوقانی و اپیدرم تحتانی) سلولهائی با جدار نازک و گلوسیدی(سلولزی) دیده میشود که حاوی مقدار زیادی دانه های کلروپلاست میباشند و پارانشیم کلروفیلی برگ را تشکیل میدهند این سلولها بافت مزوفیل یا پارانشیم نام دارند و عمل تحلیل و کربن گیری و تولید شیره ٔ پرورده و قند بوسیله ٔ این بافت صورت میگیرد. بافت مزوفیل(پارانشیم برگ) در اغلب برگها هتروژن میباشدیعنی از دو نوع پارانشیم: نردبانی و متخلخل(حفره ای) که کاملاً از یکدیگر مشخص و متمایزند تشکیل یافته است، برگ اغلب نباتات دولپه ای و برخی از تک لپه ایها از این دسته بشمار میروند و بطور کلی برگهای دووجهی نام دارند ولی در برخی ازدو لپه ایها و غالب تک لپه ایها و کاجها بافت مزوفیل در برگها یکنواخت و مشابه است و هموژن نامیده میشود و سلولهای مزوفیل این گونه نباتات گرد و یا چند وجهی است و ضمناً برگهائی که دارای این نوع مزوفیل هستند برگهای مرکزی نام دارند. پارانشیم مادگی گیاهان نیز از نوع پارانشیم کلروفیلی است و مزوفیل نامیده میشود زیرا اصولاً مادگی گیاهان از برگهای تغییر شکل یافته ای به نام کارپل بوجود آمده است.(از گیاه شناسی ثابتی ص 335 و 336 و 419).

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر