مرفوعة در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

مرفوعة در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مرفوعه. [م َ ع َ](ع ص) تأنیث مرفوع، که نعت مفعولی است از مصدر رفع. رجوع به مرفوع و رفع شود.
- احادیث مرفوعه، حدیثهای مرفوع، مرفوع از احادیث. رجوع به مرفوع و حدیث شود.
|| بالا برده شده. بلند داشته و برداشته شده و برافراشته: فرش مرفوعه.(قرآن 33/56). فی صحف مکرمه. مرفوعه مطهره.(قرآن 13/80 و 14). فیها سرر مرفوعه.(قرآن 13/88).

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر