مذوبة در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

مذوبة در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

مذوبه. [م ِذْ وَ ب َ] (ع اِ) مغرفه. (اقرب الموارد) (متن اللغه). چمچه. کفلیز. (منتهی الارب). کفگیر. (ناظم الاطباء). ج، مذاوب.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر