محبره در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
محبره. [م َ ب َ رَ / رِ] (ازع، اِ) جعبه که در آن اسباب تحریر و قلم و دوات و کاغذ و جز آن گذارند. (ناظم الاطباء). مداددان. ج، محابر. (مهذب الاسماء). حبردان. || در تداول زنان، صندوقچه. جعبه. مجری. (یادداشت مرحوم دهخدا).
محبره. [م َ ب َ رَ] (ع اِ) محبره. دوات. سیاهی دان. دویت. مرکب دان. ج، محابر:
از مکر او تمام نپرداخت آنکه او
پر کرد صدکتاب و تهی کرد محبره.
ناصرخسرو.
نسخه ٔ مکرش تمام ناید اگر من
محبره سازم یکی چو چاه زباله.
ناصرخسرو.
متاع و اثاث طالب علمان که آن ورقی چند باشد و محبره و قلمدان بدوش و آغوش از آن بیت الاحزان بیرون کشید. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 3).
(مَ بَ رِ) [ع. محبره] (اِ.) دوات و مرکب دان. ج. محابر.
مَرکبدان، دوات،
مرکب دان



