معنی له کردن در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

لغت نامه دهخدا

له کردن. [ل ِه ْ ک َ دَ] (مص مرکب) خُرد و نرم سائیدن چنانکه گوشت را در هاون.
- دک و پوزش را له کردن، خرد وخاکشی ساختن.
- له و لورده کردن، خرد و خاکشی کردن.

حل جدول

خردکردن.

خرد کردن

فرهنگ فارسی هوشیار

خرد و نرم سائیدن چنانکه گوشت را در هاون له و لورده کردن، خرده و خاکشی کردن

فرهنگ عوامانه

خردکردن است.

پیشنهادات کاربران

سودن

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر