قرقارة در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
قرقاره. [ق َ قا رَ] (ع اِ) ریه مانندی که شتر وقت مستی از دهن برآرد. (منتهی الارب) (آنندراج). شقشقه. (اقرب الموارد). || آوندی از شیشه که گردنی دراز دارد. گویند: اشرب بالقرقاره. و در قاموس قرقار ضبط است. (اقرب الموارد). رجوع به قرقار (ع اِ) شود.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



