غوره غوره در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
لغت نامه دهخدا
غوره غوره. [رَ رَ / رِ رِ] (اِ مرکب) یا غورغوره. غوره ای که در آب محفوظ نگاه داشته میشود برای استفاده در غیر فصل غوره. (از فرهنگ نظام).
غوره غوره. [رَ رَ] (اِخ) تیره ای از ایل اینانلو ازایلات خمسه ٔ فارس. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 86).
فرهنگ فارسی هوشیار
(اسم) غوره ای که در آب حفظ کنند تا در غیر فصل خود از آن استفاده نمایند.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



