سروار در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
لغت نامه دهخدا
سروار. [س َرْ] (اِ مرکب) سربار. (رشیدی) (آنندراج). رجوع به سربار شود.
گویش مازندرانی
جوی آب ابتدای شالیزار، اندازه
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



