زلوج در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
لغت نامه دهخدا
زلوج. [زَ] (ع ص) تیر لغزنده از کمان. || سریع و شتاب. || قدح زلوج، کاسه ٔ زود لغزان از دست. || عقبه زلوج، راه کوه دور و دراز. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
فرهنگ فارسی هوشیار
راه دراز
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



