حجلة در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
حجله. [ح َ ج َل َ] (ع اِ) عمارت مدور مانند گنبد. (منتهی الارب). || خانه ٔ آراسته بتخت و جامه و پرده ٔ عروس. ج، حَجل یا حِجل. (منتهی الارب). خانه ٔ آراسته. (مهذب الاسماء) (دهار). خانه ٔ عروس که با پرده ها و جامه ها آرایند. جایی که با پرده ها و جامه ها زینت کنند عروس را. منصه. گردک. حجره ٔ خاص عروس. خلوتخانه ٔ زفاف. پرده. (دهار). پرده ٔ عروسان. جلوه گاه عروس. || شتر ریزه ٔ نر و ماده. ج، حَجَل. (منتهی الارب). || یکی حَجَل. یک کبک نر. (منتهی الارب).
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



