جان پناه در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
فرهنگ معین
پناه جان، محافظ جان، موضعی از خاک که سرباز در پناه آن بتواند عملیات نظامی کند؛ پناهگاه. [خوانش: (پَ) (اِمر.)]
فرهنگ عمید
سنگر، پناهگاه،
جایی که کسی در پناه آن قرار گیرد و جان خود را از چنگ دشمن حفظ کند،
حل جدول
سنگر
مترادف و متضاد زبان فارسی
پناهگاه، سنگر، آلونک، کلبه، ماوا
فرهنگ فارسی هوشیار
محافظ جان
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.