تسلیک در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

تسلیک در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

تسلیک. [ت َ] (ع مص) اسلاک. (متن اللغه). || داخل شدن در مکان. (از المنجد). پیچاندن رشته را بر مِسلَکَه. (از المنجد).

تسلیک. [ت َ] (ع اِ)، روانگی. || درسلک کشیدگی. (ناظم الاطباء).

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر