بارانه کردن در لغت نامه دهخدا - جدول یاب

بارانه کردن در لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بارانه کردن. [ن َ / ن ِ ک َ دَ] (مص مرکب) بمخاطره افتادن. (شعوری ج 1 ورق 180). بخطر و در مخاطره افتادن. (ناظم الاطباء: بارانه). || از یک جا پریدن. (شعوری ج 1 ورق 180) (دِمزن). || دور انداختن. (ناظم الاطباء: بارانه). || تفاخر کردن. (شعوری ج 1 ورق 180). لاف زدن. (ناظم الاطباء: بارانه).

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر