اوستره در لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اوستره. [ت ُ رَ] (اِ) استره:
اوستره گرچه دمی تیز یافت
مو سترد مو نتواند شکافت.
سعدی.
رجوع به استره شود.
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



