اغبرار در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
اغبرار. [اِ] (ع مص) نیک غبارناک شدن روز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). سخت گردآلوده شدن روز. (از اقرب الموارد). || تیره رنگ شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تیره رنگ شدن و گردآلود شدن. (آنندراج). تیره رنگ گردیدن. (از اقرب الموارد).
خاک آلود شدن، گردآلود شدن، تیره رنگ شدن، خاک رنگ گشتن. [خوانش: (اِ بِ) [ع.] (مص ل.)]
غبارآلود شدن
اِغْبرار، بخاک آلوده شدن، تیره و گردآلود شدن، تیرگی، کدورت.
َ



