معنی ادیم گر در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

لغت نامه دهخدا

ادیم گر. [اَ گ َ] (ص مرکب) چرم گر. ادیمی:
بیال و گردن او برشدند و بازبرید
بسی ادیم گر اندرمیان کوی تمیم.
سوزنی.

فرهنگ فارسی هوشیار

چرمگر چرمساز (صفت) چرم گر چرمساز ادیمی.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر