ابجدخوان | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی - جدول یاب

ابجدخوان در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

لغت نامه دهخدا

ابجدخوان. [اَ ج َ خوا/خا] (نف مرکب) یا طفل ابجدخوان، نوآموز در خواندن و نوشتن. سبق خوان. توسعاً، نوآموز یا جاهل در هر چیز که باشد.

فرهنگ معین

نو - آموز، تازه کار، بی سواد. [خوانش: (~. خا) [ع - فا.] (ص مر.)]

فرهنگ عمید

کسی که تازه خواندن و نوشتن آغاز کرده است، نوآموز،
[مجاز] بی‌تجربه، مبتدی،

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر