ترجمه فرسوده‌ به انگلیسی

فرسوده‌

فرسوده‌

  • Banal, Broken-Down, Careworn, Old, Raddled, Seedy, Shabby, Spent, Stale, Timeworn, Tired, Weary, Well-Worn

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی فرسوده‌ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • فرسوده (فرهنگ معین): ساییده، کهنه و پوسیده شده، آزرده شده. [خوانش: (فَ دِ) (ص مف.)]
  • فرسوده (لغت نامه دهخدا): فرسوده. [ف َ دَ / دِ] (ن مف / نف) اسم مفعول از فرسودن. (از حاشیه ٔ برهان چ معین). به غایت کهنه و ازهم ریخته و پایمال گردیده و افسرده شده. (برهان). پوسیده. کهنه: گفتند یا موسی ما را جامه باید. خدای عزوجل بر تنهای ایشان جامه نگاه داشت، فرسوده و دریده نشد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری).
    روان راست نو حله ای از بهشت
    که ...ادامه مطلب...
  • فرسوده (فارسی به عربی): صدی، قدیم
  • فرسوده (فرهنگ عمید): کهنه و پوسیده،
    [قدیمی] نابودشده،
    [مجاز] خسته و ناتوان،
    [مجاز] سال‌خورده،
    [قدیمی، مجاز] کاهش‌یافته،
  • فرسوده‬ (فارسی به ترکی): fersûde
  • فرسوده (حل جدول): کهنه، قدیمی
  • فرسوده (مترادف و متضاد زبان فارسی): اسقاط، فکسنی، پوسیده، رمیم، خسته، کسل، وامانده، ضعیف، فرتوت، ناتوان، خلق، ژنده، کهنه، مستعمل، مندرس
  • فرسوده (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) ساییده، کهنه کرده، پوسیده، زدوده، محو کرده، کاسته کم کرده، پایمال گردیده، آزار رسیده آزرده.
  • فرسوده (فارسی به آلمانی): Alt