ترجمه پارسا به انگلیسی

پارسا

پارسا

  • Ascetic, Chaste, Devout, God-Fearing, Godly, Immaculate, Just, Pandit, Pious, Prayerful, Religious, Righteous, Spiritual, Straight-Arrow, Virtuous

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی پارسا در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • پارسا (فرهنگ معین): پاک دامن، زاهد، ایرانی، عارف، دانشمند. [خوانش: (ص.)]
  • پارسا (نام های ایرانی): پسرانه، پاکدامن، زاهد، پرهیزکار، مؤمن
  • پارسا (لغت نامه دهخدا): پارسا. (ص) آنکه از گناهان پرهیزد و به طاعت و عبادت و قناعت عمر گذارد. پرهیزکار و دور از معاصی و ذمائم. (برهان). در فرهنگ رشیدی آمده است که: «پارسا مرکب است از پارس که لغتی است در پاس بمعنی حفظ و نگهبانی و از الف که چون لاحق کلمه شود افاده معنی فاعلیت کند و معنی ترکیبی [آن] حافظ و نگهبان [است] چه پارسا پاسدار نفس خود با ...ادامه مطلب...
  • پارسا (فارسی به عربی): تقی
  • پارسا (فرهنگ عمید): کسی که از گناه بپرهیزد و به طاعت و عبادت روز بگذراند، پرهیزکار، پاک‌دامن، زاهد: خوبان پارسی‌گو بخشندگان عمرند / ساقی بده بشارت پیران پارسا را (حافظ: ۲۶)،
  • پارسا (حل جدول): عابد
  • پارسا (مترادف و متضاد زبان فارسی): باتقوا، پاکدامن، پرهیزکار، پرهیزگار، خداترس، دیندار، زاهد، صالح، عفیف، مومن، متدین، متشرع، متقی، متورع، معصوم، وارسته، عارف، پارسی،
    (متضاد) ناپارسا
  • پارسا (واژه پیشنهادی): زاهد
  • پارسا (گویش مازندرانی): از توابع دهستان چهاردانگه ی شهریاری در هزار جریب بهشهر
  • پارسا (فرهنگ فارسی هوشیار): پرهیزگار و دور از معاسی