ترجمه نوسان‌ به انگلیسی

نوسان‌

نوسان‌

  • Fluctuation, Oscillation, Roll, Seesaw, Shimmy, Sway, Swing, Teeter, To-Ing And Fro-Ing, Tremor, Vacillation, Wave, Waver, Yaw

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نوسان‌ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نوسان (فرهنگ معین): (نَ وَ) [ع.] (مص ل.) جنبش، حرکت، حرکت چیزی در جای خود.
  • نوسان (لغت نامه دهخدا): نوسان. [ن َ وَ] (ع مص) جنبیدن پیرایه و گیسو و جز آن. (از منتهی الارب). تذبذب و حرکت کردن چیزی متوالیاً. (از اقرب الموارد) (از لسان العرب). نَوس. (اقرب الموارد). ساکن و ایستاده از سوئی به سوئی جنبیدن، چون حرکت کشتی ساکن و ایستاده در دریا از جانبی به جانبی. || پایین و بالا رفتن: نوسان نرخ ارز. (فرهنگ فارسی معین). کم و زی ...ادامه مطلب...
  • نوسان (فارسی به عربی): اهتزاز، بندول، تحول، ترنح، تعدیل، تقلب، عدم استقرار
  • نوسان (فرهنگ عمید): (فیزیک) جنبیدن و تکان‌ خوردن چیزی در جای خود مانند تکان ‌خوردن آویز ساعت،
    تغییر پیوسته،
  • نوسان (حل جدول): حرکت پاندولی
  • نوسان (مترادف و متضاد زبان فارسی): ارتعاش، اهتزاز، تکان، جنبش، لرزش، تغییر، افت‌وخیز
  • نوسان (فرهنگ فارسی هوشیار): شکرو جنبانگی نوانش ‎ (مصدر) جنبیدن چیزی در جای خود (مانند جنبیدن لنگر ساعت)، پایین و بالا رفتن: ((نوسان نرخ ارز))، (اسم) جنبش چیزی در جای خود: جمع: نوسانات.
  • نوسان (فارسی به ایتالیایی): movimento
  • نوسان (فارسی به آلمانی): Vibration [noun]