معنی میل‌ به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Accord, Bar, Disposition, Fancy, Impulse, Leaning, M, Mil, Mile, Mill, Pleasure, Proclivity, Readiness, Relish, Rod, Slope, Stomach, Tendency, Will, Willingness, Wish

فارسی به ترکی

meyil

فارسی به عربی

بهجه، حانه، خیال، دعامه، دور، رغبه، س، طعم، قائمه، معده، مقعد، میل

فارسی به ایتالیایی

voglia

tendenza

فارسی به آلمانی

Aufführen, Auflisten, Auflistung (f), Begeisterung (f), Gefallen, Liste (f), Lust, Magen (m), Möchte, Testament (n), Werde, Werden, Wille (f), Willen, Balken, Bar (f), Gericht (n), Lokal (n)

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر