ترجمه شدنی‌ به انگلیسی

شدنی‌

شدنی‌

  • Doable, Earthly, Feasible, Plausible, Possible, Practicable, Practical, Realizable, Workable

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شدنی‌ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شدنی (لغت نامه دهخدا): شدنی. [ش ُ دَ] (ص لیاقت) قابل شدن. ممکن. عملی. میسور. میسر. مقدور. آنچه تواند بود. آنکه تواند شد. (یادداشت مؤلف). ممکن. کردنی. عملی و هر چیز که لایق و قابل اجراباشد. (ناظم الاطباء): این کار شدنی است، امکان انجام شدن دارد. || آنچه وقوع آن حتم و ضروری است. که شدن آن ضروری است. (یادداشت مؤلف). مقدر.
    - این کار شدنی ...ادامه مطلب...
  • شدنی (فارسی به عربی): عملی، ممکن
  • شدنی (حل جدول): میسر،امکان پذیر
  • شدنی (مترادف و متضاد زبان فارسی): ممکن، میسر، میسور،
    (متضاد) غیرممکن، نشدنی
  • شدنی (فرهنگ فارسی هوشیار): میسور، عملی، ممکن، مقدور، آنچه تواند بود
  • شدنی (فارسی به آلمانی): Machbar, Machbar [adjective]