ترجمه روانی‌ به انگلیسی

روانی‌

روانی‌

  • Ease, Flow, Fluency, Fluidity, Flux, Freedom, Nervous, Psychic, Psychological, Run, Running, Spiritual

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی روانی‌ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • روانی (فرهنگ معین): مربوط و متعلق به روان، دستخوش بیماری روانی. [خوانش: (رَ) (ص.)]
  • روانی (لغت نامه دهخدا): روانی. [رَ] (حامص) جریان. سیلان. (ناظم الاطباء). رجوع به روان شود:
    خسروا طبعم به اقبال جمالت زنده گشت
    آب را آری حیات اندر روانی آمده ست.
    سنائی.
    جِرْیه؛ روانی آب. مَرَحان، روانی اشک چشم. دِرّه؛ بسیاری شیر و روانی آن. (منتهی الارب). || میعان. مایعیت. مایعی. رجوع به روان شود. || انسجام. سلامت: ...ادامه مطلب...
  • روانی (فارسی به عربی): تدفق، حریه، روحی، عقلی
  • روانی (حل جدول): روحی، سیال، جاری
  • روانی (مترادف و متضاد زبان فارسی): جریان، روحی، سلاست، طلاقت
  • روانی (فرهنگ فارسی هوشیار): جریان سیلان.