traverse به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

traverse به فارسی دیکشنری انگلیسی

traverse
  • خاکریز یا جان پناه

  • خط متقاطع

  • اشکال

  • مانع حائل

  • درب تاشو

  • حجاب حاجز

  • عبورجاده

  • مسیر

  • معبر

  • پیمودن

  • طی کردن

  • گذشتن از

  • عبور کردن

  • قطع کردن پیمودن

  • عرضی

  • متقاطع

  • تراورس - حرکات نوسانی - نوسان

  • حرکت عرضی، عبور کردن عرضی، عبور کردن، عرضی، پیمایش کردن، طی کردن، پیمودن، خط قاطع، قطع کردن

  • انکار کردن ادعا، دفاع یا لایحه دایر بر انکار ادعا

  • پیمایش

  • طی کردن

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری