strip به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

strip به فارسی دیکشنری انگلیسی

strip
  • برهنه کردن

  • محروم کردن از

  • لخت کردن

  • چاک دادن

  • تهی کردن

  • باریکه

  • نوار

  • رنگ زدائی - رنگبری

  • باریکه

  • لخت کردن برداشتن عایق از روی سیم.

  • نوار، تسمه

  • نوار، ‌نوار کار، ورقه کردن، لخت کردن، باریکه

  • نوار

  • محروم کردن

  • نوار

  • بند

  • باریکه

  • قطعه باریک

  • کندن

  • تسمه

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری