nip به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

nip به فارسی دیکشنری انگلیسی

nip
  • نیشگون

  • گازگرفتن

  • کش رفتن

  • جوانه زدن

  • شکفتن

  • مانع رشدونموشدن

  • ببادانتقادگرفتن

  • دراثرسرما بیحس شدن

  • صدمه زدن

  • دردناک بودن

  • جفت جفت زدن

  • پریدن

  • جیمشدن

  • چیز

  • چیزی

  • جزئی

  • نیش

  • زخمزبان

  • سرمازدگی (گیاه وجوانه ها)

  • طعمتندوتیز (مثلفلفل)

  • سوزش

  • د

  • محفظه بین دو غلتک فولارد به هم فشرده شده - عمل شانه زدن الیاف در ماشین شانه - خط تماس دو غلتک - گاز زدن - گیره - جیم شدن - پرش - محکم فشردن

  • نشکانک‌

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری