hard به فارسی | دیکشنری انگلیسی - جدول یاب

hard به فارسی دیکشنری انگلیسی

hard
  • سخت

  • سفت

  • دشوار

  • مشکل

  • شدید

  • قوی

  • سخت گیر

  • نامطبوع

  • زمخت

  • خسیس

  • درمضیقه

  • سخت

  • تضادمند

  • سخت، محکم.

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری