conjoin به فارسی دیکشنری انگلیسی
conjoin
-
پیوستن
-
وصل کردن
-
قرین شدن
-
مقترن
-
(حق) همسر
-
زوج
پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا
وارد حساب کاربری
خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید
ثبت نام
کنید.
آخرین مطالب وبلاگ



